‏نمایش پست‌ها با برچسب دانشجو. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب دانشجو. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ خرداد ۲۵, دوشنبه

کوی دانشگاه تهران به خاک و خون کشیده شد؛ حمله نیروهای مهاجم به خوابگاه دختران؛ ۳ دانشجو کشته شدند




دوشنبه ۲۵م خرداد ۱۳۸۸
خبرنامه امیرکبیر: اعتراضات دانشجویان دانشگاه تهران به تقلب اشکار در انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری، دیشب برای دومین شب متوالی در کوی دانشگاه تهران ادامه یافت.

شب گذشته دانشجویان معترض به این نتایج در محوطه خوابگاهی حضور یافتند اما با یورش وحشیانه نیروهای امنیتی روبرو شدند. نیروهای مهاجم در ابتدا چندین بار قصد ورود به محوطه داخل کوی را داشتند اما با مقاومت دانشجویان این امکان را نیافتند. در نهایت این نیروها با استفاده از ابزارهای گسترده ای چون نارنجک صوتی و گاز فلفل و گاز اشک آور، موفق به ورود به داخل شده و دانشجویان را آماج حملات وحشیانه خود قرار دادند.

در تهاجم وحشیانه نیروهای لباس شخصی به دانشجویان، از سلاح گرم بطور گسترده ای استفاده شد و در نتیجه دهها تن از دانشجویان مجروح و مضروب شدند. مجروح و زخمی شدن دانشجویان در کوی دانشگاهد در حالی بود که امکان ورود امبولانس و کمک های پزشکی برای رسیدگی سریع به وضعیت مجروحان وجود نداشته و بسیاری از دانشجویان خود مجروحان را به نقاط امن منتقل می کردند.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر، نیروهای مهاجم بلافاصله پس از ورود به ساختمان شماره ۲۳ کوی وارد شده و آنجا را به کنترل کامل در آوردند. این ساختمان پیش از آن با هوشیاری دانشجویان تخلیه شده بود.

پس از استقرار نیروها امنیتی، درگیری های گسترده تری اغاز شد. نیروهای مهاجم پس از آن به ساختمان های دیگر کوی وارد شدند و به زخمی و مضروب کردن دانشجویان پرداختند.

به گفته برخی دانشجویان، تعداد دانشجویان مجروح با سلاح های گرم مهاجمین به ۱۵ نفر می رسد. حال تعدادی از دانشجویان مجروح نیز وخیم اعلام شده است و چندین نفر از دانشجویان مجروح شده از ناحیه صورت و برخی دیگر از ناحیه پا و دست مورد اصابت گلوله قرار گرفته اند.

یکی از دانشجویان دانشگاه تهران اظهار داشت که بسیاری از دانشجویان در هنگام خواب و در تخت های خود مورد هجوم وحشیانه انصار حزب الله قرار گرفته اند. به گفته ی دانشجویان مقاومت مظلومانه دانشجویان کوی در حالی بود که تمامی مسئولین کوی دانشگاه تهران، دانشجویان را در مقابل این تهاجم وحشیانه تنها گذاشته بودند.

از سوی دیگر این نیروها تنها به حمله به کوی پسران بسنده نکرده و خوابگاه دختران دانشگاه را نیز مورد هجمه قرار دادند. دختران دانشجوی ساکن در خوابگاههای فیض و فاطمیه دیشب نیز در محوطه خوابگاهی در اعتراض به نتایج انتخابات دست به اعتراض زدند.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر، در ساعات پایانی شب، نیروهای انصار حزب الله با یورش به داخل محوطه خوابگاهی دختران، تعداد زیادی از آنان را مورد ضر ب و شتم شدید قرار دادند. در نتیجه این یورش وحشیانه تعداد زیادی از دانشجویان به درمانگاه کوچک مستقر در خوابگاه چمران منتقل شدند.

گفتنی است دیشب در هنگام وقوع چنین تهاجمی، امکان ارتباطی دانشجویان با بیرون از خوابگاه قطع شده بود.

شنبه شب نیز دانشجویان دختر و پسر کوی دانشگاه تهران با تجمع در خیابان امیراباد به همراه مردم ساکن این خیابانف با راهپیمائی در خیابان امیرآباد، بدست به اعتراض زده بودند.

یکی از دختران دانشجوی حاضر در تجمع آن شب اظهار داشت که با یورش پلیس به تجمع کنندگان، انتظامات کوی پسران با گشودن درب ها به روی دانشجویان، اجازه ضرب و شتم شدید آنان را توسط نیروهای امنیتی نداد. وی ادامه داد که به همراه تعداد دیگری از دانشجویان دختر با پریدن از روی نرده های حفاظ بین کوی علوم پزشکی و کوی دختران، موفق به فرار شده اند.

شنبه شب دانشجویان دختر سکان خوابگاه فاطمیه نیز با شکستن درب های خوابگاه به مردم تجمع کننده پیوسته و به همراه انان اعتراض کردند.

بنابر گزارش های دانشجویان در اثر حمله وحشیانه انصار، ۳ دانشجو از جمله یک دانشجوی دختر کشته شده اند و حال بیش از ۵ دانشجو به شدت وخیم است.







حمله وحشیانه گارد ویژه به خوابگاه های دانشگاه صنعتی اصفهان




یکشنبه ۲۴م خرداد ۱۳۸۸
خبرنامه امیرکبیر: در پی اعتراض دانشجویان دانشگاه صنعتی اصفهان به تقلب گسترده در انتخابات ریاست جمهوری، شب گذشته ماموران گارد ویژه و لباس شخصی با حمله به خوابگاه های دانشجویان آنان را به طرز وحشیانه ای مورد ضرب و شتم قرار داده و تعدادی از دانشجویان را نیز با خود بردند.

نیروهای یگان ویژه و انصار حزب الله، بیش از ۶۰ نفر از دانشجویان را بازداشت و توسط دو دستگاه اتوبوس به مکان نامعلومی منتقل کردند. طی این حمله چند تن از دانشجویان به شدت مجروح گشته اند. یکی از دانشجویان در اثر ضرب و شتم از پنجره اتاق خوابگاه به پایین پرت شده و از ناحیه هردو پا دچار شکستگی گردیده است.

همچنین یک نفر نیز به شدت از ناحیه سر مجروح شده و وضعیت جسمی وی وخیم گزارش شده است.

این حمله پس از آن صورت گرفت که مامورین گارد ویژه در پاسخ به اعتراضات دانشجویان، در محوطه صحن خوابگاه های دانشگاه صنعتی اصفهان حضور یافتند که در پی آن درگیریهایی بین دانشجویان و ماموران صورت گرفت.

نیروهای یگان ویژه همچنین با ورود به یکی از خوابگاه ها و با شکستن درهای اتاقها با استفاده از باتوم، اسپری فلفل، شیشه نوشابه دانشجویان را به شدت مورد ضرب وشتم قرار دادند. مامورین تعدادی از دانشجویان را از خوابگاه به بیابان های اطراف منتقل کرده و آنها را مورد ضرب و شتم قرار دادند.

بنابر گزارش ها در حمله شب گذشته بیش از ۱۰۰ نفر از دانشجویان این دانشگاه مجروح شده و به درمانگاه فرستاده شدند.

۱۳۸۸ خرداد ۲, شنبه

متن کامل قطعنامه دفتر تحکیم وحدت: اولویت با کروبی است



دفتر تحکیم وحدت (اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان سراسر کشور) در تاریخ یکم خرداد 88 با صدور قطع نامه پایانی نشست خود که هفته پیش در تهران برگزار گردید، از مهدی کروبی حمایت کرد.


«معتقدیم حضور یک دولت میانه رو که دست به سرکوب وسیع جامعه مدنی وجنبش های اجتماعی نزند و در عین حال خود را در جایگاه متولی جامعه مدنی و رهبری جنبش اجتماعی نبیند و تنها نقش یک دولت تسهیل گر را ایفا کند می تواند زمینه ساز رشد جامعه مدنی و گذار به دموکراسی شود»

«از سویی دیگر شکست احمدی نژاد ارزشی استراتژیک در بازدارندگی روند گسترش گرایش های میلیتاریستی و بیناد گرایانه در حاکمیت دارد که علاوه بر بعد ملی، پژواکی بین المللی نیز خواهد یافت.»

«از نظر ما تغییر مدیریت اجرایی کشور در جهت منافع ملی امری ضروری است و با تأکید بر بیانیه ۵۴ انجمن اسلامی عضو اتحادیه خواهان این هستیم که: “احمدی نژاد بایدبرود”»

«از نظر ما هیچ یک از کاندیداهای حاضر درصحنه، نمایندگان ایده آل افکار عمومی نبوده و تنها برخی از آنها را می توان کاندیدایی برای گذار از شرایط اضطراری و ایجاد تغییرات حداقلی دانست.»

«با توجه به گفتگوها و رایزنی اعضای دفتر تحکیم وحدت با کاندیداها، احزاب و گروه های حامی آنها و همچنین سایر احزاب و شخصیت های برجسته سیاسی و با در نظر گرفتن نظرات اکثریت انجمن های اسلامی عضو و نیز گزارش نهایی کمیته انتخابات اتحادیه و نهایتاً با استقبال از پاسخ آقای کروبی به نامه ارسالی به کاندیداها، ضمن احترام به آقای میرحسین موسوی اعلام می داریم از نظر ما برنامه ها و تیم اجرایی ایشان به مطالبات دفتر تحکیم وحدت نزدیک تر بوده و در این مرحله از انتخابات اولویت با آقای مهدی کروبی است

«درنهایت از هر دو کاندیدا و احزاب حامی و هواداران آنها نیز می خواهیم از هرگونه تخریب که سود آن نهایتاً به نفع اقتدارگرایان خواهد بود بپرهیزند.»




متن كامل اين بيانيه به شرح زير است :‌

«جامعه مدنی، مطالبه محوری، دولت پاسخگو»
قطعنامه پایانی نشست دفتر تحکیم وحدت


مقدمه

نشست سراسری انجمن های اسلامی دانشجویان دانشگاه های سراسر کشور (دفتر تحکیم وحدت) در تاریخ ۲۴ و ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ در شرایطی برگزار شد که عباس حکیم زاده دبیر سیاسی این اتحادیه و چند تن دیگر از اعضاء آن همچنان در بازداشت به سر می برند و اخبار نگران کننده ای از وضعیت آنها در زندان به گوش می رسد.


برگزاری موفقیت آمیز این نشست پس از زمستان سرد جنبش دانشجویی و در شرایطی که کیهان و کیهان نشینان همه تلاش خود را برای تضعیف بزرگترین اتحادیه دانشجویی منتقد و دموکراسی خواه به کار برده بودند، موجب دلگرمی فعالان جنبش دانشجویی گردید.


در این نشست چهره های مختلف سیاسی و مدنی به ارائه دیدگاه ها و نظرات خود پیرامون انتخابات ریاست جمهوری دهم پرداخته و در نهایت با بحث و بررسی اعضاء شورای عمومی تصمیمات لازم برای نوع مواجهه دفتر تحکیم وحدت با انتخابات اتخاذ گردید.


گام های پیشین: از تحریم تا مشارکت انتقادی

ورود دفتر تحکیم وحدت به بحث انتخابات دهم ریاست جمهوری از نشست آبان ۸۷ این اتحادیه کلید خورد. در این نشست اعضاء اتحادیه پس از بحث و بررسی جوانب مختلف تصمیم به مشارکت انتقادی در فرآیند انتخابات گرفتند و بر همین اساس واحد سیاسی دفتر تحکیم وحدت با تشکیل کمیته ای ویژه به بررسی مسأله انتخابات و گفتگو با صاحبنظران سیاسی پرداخت. نتیجه ۳ ماه کار فشرده واحد سیاسی، شورای مرکزی و نیز انجمن های اسلامی دانشگاه های سراسی کشور دراسفند ۱۳۸۷ به صورت بیانیه ای مفصل همراه با ۴ ضمیمه منتشر و در اختیار افکار عمومی قرار گرفت.


این بیانیه در ۴ ضمیمه خود به ترتیب به نقد عملکرد ۸ ساله اصلاح طلبان در قدرت، بررسی تحریم به عنوان یک استراتژی در انتخابات ۸۴، تحلیل شرایط کلی انتخابات و نیز طرح اولیه مطالبات دفتر تحکیم وحدت پرداخت و ۴ محور زیر را به عنوان دستور کار آتی اتحادیه اعلام نمود:


۱.تأکید بر انتخابات آزاد و سالم
۲.تأکید بر مطالبه محوری
۳.ادامه گفتگوی انتقادی
۴.پرهیز از فضای احساسی و هیجانی کاذب


اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در اواخر فروردین سال جاری با انتشار متن کامل مطالبات اتحادیه از کاندیداهای ریاست جمهوری در ۲ سرفصل مطالبات دانشگاهی و مطالبات کلان سیاسی، اجتماعی وارد فاز گفتگو و رایزنی با کاندیداهای نزدیک به جریان اصلاحات شدند که در این میان دیدار با مهدی کروبی انجام شد و دیدار با میرحسین موسوی به دلایل نامعلوم میسر نگردید.


سرانجام در تاریخ ۲۴ و ۲۵ اردیبهشت با برگزاری نشست شورای عمومی و ارائه گزارش کمیته انتخابات گام آخر در تصمیم گیری دفتر تحکیم وحدت برداشته شد و مقرر گردید تا پس از ارسال نامه ای به ۲ کاندیدا و درخواست اظهارنظر صریح پیرامون مطالبات فعالان دانشجویی تصمیم نهایی گرفته شود که این تصمیم به شرح زیر اعلام می شود:


۱- تأکید بر نگاه حداقلی و تاکتیکی به انتخابات

همچون سالهای اخیر بر این باوریم که اصلاحات انتخابات محور، که نقش مردم را تنها به حضور در پای صندوق های رأی محدود می کند، به دلیل موانع ساختاری راهگشای مسیر دموکراسی، توسعه و حقوق بشر نخواهد بود و راهبرد مناسب برای عبور از بن بست فعلی را اصلاحات جامعه محور با تکیه بر جنبش های اجتماعی و نهادهای مدنی می دانیم. با این حال معتقدیم حضور یک دولت میانه رو که دست به سرکوب وسیع جامعه مدنی وجنبش های اجتماعی نزند و در عین حال خود را در جایگاه متولی جامعه مدنی و رهبری جنبش اجتماعی نبیند و تنها نقش یک دولت تسهیل گر را ایفا کند می تواند زمینه ساز رشد جامعه مدنی و گذار به دموکراسی شود. بنابراین ضرورتاً نگاه به انتخابات یک نگاه حداقلی بوده و کمک به حضور نیروهای میانه رو در دولت را به عنوان یک تاکتیک برای راهبرد اصلاحات جامعه محور می دانیم.


در نگاهی واقع بینانه پیروزی اصلاح طلبان درانتخابات آتی به معنای شکل گیری دموکراسی پایدار و حل همه جانبه معضلات کشور نیست ، بلکه این استعداد را دارد تا با باز کردن نسبی فضای سیاسی ، از فشار های موجود بر نیروهای جامعه مدنی بکاهد و بدین ترتیب فضا را برای رشد و تجدید سازمان انها هموار کند.


۲- توجه به ضرورت تغییر

اگر چه دولت و سایر نهادهای انتخابی در ساختار حاکمیت ایران تنها بخش کوچکی از قدرت را در دست دارند و بخش بزرگتر در اختیار نهادهای انتصابی است، با این حال حضور ۴ ساله محمود احمدی نژاد در رأس دولت نشان داد که یک اقتدارگرای تمام عیار با همین درصد کوچک از قدرت می تواند شریانهای حیاتی جامعه مدنی و فعالین سیاسی منتقد را یک به یک قطع کند و با اتخاذ سیاست های ماجراجویانه در عرصه بین الملل و بی توجهی به نظرات کارشناسان درحوزه اقتصاد، کشور را در لبه پرتگاه قرار دهد و البته که این شرایط پیش از آنکه به ضرر حاکمیت باشد زندگی را برای مردم سخت تر می کند. گسترش روزافزون فساد و قانون گریزی از سوی دولت باعث افزایش بی اعتمادی وافزایش شکاف دولت ملت گردیده و روحیه ماجراجویی و عقل ستیزی حاکم در سیاست خارجی به افزایش بی اعتباری در صحنه بین المللی منجر شده است.


از سویی دیگر شکست احمدی نژاد ارزشی استراتژیک در بازدارندگی روند گسترش گرایش های میلیتاریستی و بیناد گرایانه در حاکمیت دارد که علاوه بر بعد ملی، پژواکی بین المللی نیز خواهد یافت. اینک انتخابات ریاست جمهوری دهم ایران صرفنظر از اینکه با معیار های انتخابات آزاد، منصفانه و موثر تعارض بنیادین دارد، به بستری برای رویارویی مدافعان و دشمنان دموکراسی ، حقوق بشر، خرد گرایی و میانه روی در سطح جهانی تبدیل شده است. همچنین این شکست، عزم و اراده ملی در مخالفت با برنامه ساختار قدرت در بلا موضوع کردن انتخابات و تعطیلی کامل بعد جمهوریت نظام را نیز به نمایش می گذارد.


بنابراین از نظر ما تغییر مدیریت اجرایی کشور در جهت منافع ملی امری ضروری است و با تأکید بر بیانیه ۵۴ انجمن اسلامی عضو اتحادیه خواهان این هستیم که: “احمدی نژاد بایدبرود”


۳- مطالبه محوری به جای رأی آوری

برخورد مطالبه محور با انتخابات که نخستین بار توسط فعالان این اتحادیه در آبان ۸۷ مطرح گردید، امروز تبدیل به گفتمان غالب جنبش های اجتماعی و جامعه مدنی و حتی تشکل های سیاسی شده است. از نظر ما مطالبه محوری راهکاری مناسب برای فرار از دوگانه همیشگی تحریم یا مشارکت بی قید و شرط بوده و می تواند به شیوه ای دقیق تر تصمیم به تحریم یا مشارکت انتقادی را منجر شود. از سوی دیگر با درس گیری از انتخابات ۲ خرداد ۷۶، مطالبه محوری با عبور از شخص محوری سبب تنظیم صحیح رابطه ی جامعه مدنی و احزاب و گروه های سیاسی که برای حضور در قدرت با یکدیگر رقابت می کنند خواهد شد. دراین رابطه دو طرفه ما فعالان جامعه مدنی با طرح مطالبات خود تلاش می کنیم تا دولت را پاسخگو کرده و کاندیداها با اعلام تعهد به مطالبات در جهت جلب آرای ما تلاش می کنند. بدیهی است پیروزی کاندیدای نزدیک تر به مطالبات جامعه مدنی موجب تثبیت این رابطه خواهد شد.


از نظر ما حضور هر دو کاندیدای نزدیک به جریان اصلاحات در مرحله اول انتخابات سبب می شود تا با جمع آوری آرای اقشار مختلف و بالا رفتن میزان مشارکت مردم، احتمال دو مرحله ای شدن انتخابات بیشتر شود. بنابراین می بایست هر جریان اجتماعی در این مرحله کاندیدای نزدیک تر به خود را مشخص کرده و به او رأی دهد و در مرحله دوم همه آنها پشت سر رقیب احمدی نژاد بسیج شوند. بدین سبب در این مرحله شیوه مناسب برای مقایسه کاندیداها را پاسخ آنها به مطالبات و نه احتمال رأی آوری بیشتر قرار دادیم.


لازم به ذکر است کمیته انتخابات دفتر تحکیم وحدت با تحلیل محتوای گفتمان دو کاندیدا و بررسی سخنرانی ها و بیانیه های آنها و نیز سنجش وزن و احتمال تحقق مطالبات از طریق نظرسنجی از اعضای شورای عمومی به شیوه ای علمی اقدام به مقایسه ۲ کاندیدا نموده است که گزارشهای آن در روزهای آینده منتشر خواهد شد.


۴- کاندیدای اضطراری و نه کاندیدای ایده آل

در یک انتخابات آزاد در نظام های پایبند به دموکراسی مردم از طریق رأی دادن می توانند آزادانه کاندیدایی را برگزینند که به طور کامل نماینده افکار عمومی خواهد بود.


این نکته مشخص است که در ایران به دلیل وجود نهادی مانند شورای نگهبان که حتی عملکرد تنگ نظرانه آن فراتر از قانون اساسی است، بخش بزرگی از جامعه نمی تواند سخنگویان واقعی خود را در میدان رقابت ببیند. از نظر ما هیچ یک از کاندیداهای حاضر درصحنه، نمایندگان ایده آل افکار عمومی نبوده و تنها برخی از آنها را می توان کاندیدایی برای گذار از شرایط اضطراری و ایجاد تغییرات حداقلی دانست.


در این میان آنچه مهم است ضرورت حفظ هویت مستقل و متمایز نیروهای جامعه مدنی و جنبش های اجتماعی از جناح های میانه رو و اصلاح طلبان حکومتی است به گونه ای که کاندیداهای اصلاح طلب حداکثر در قامت بخش میانه روی قدرت مورد توجه قرار گیرند نه به عنوان رهبران جنبش اجتماعی و یا متولی جامعه مدنی.


۵- نگرانی نسبت به سلامت انتخابات

متأسفانه برخی اخبار و شواهد حاکی از آن است که نمی توان چندان نسبت به سلامت انتخابات امیدوار بود. لغو برنامه کاندیداهای منتقد، توقیف نشریات آنها، برخورد جانبدارانه صدا و سیما، ورود رسمی نظامیان به بحث انتخابات و تجربه انتخابات چند سال اخیر همگی نشان دهنده این است که گروهی عزم جدی برای انتخاب دوباره محمود احمدی نژاد حتی به قیمت جابجایی آرای مردم نموده اند.
از همه کاندیداها و هواداران آنها می خواهیم تا برنامه ای جدی برای صیانت آراء مردم داشته باشند و در صورت بروز تقلب اکتفا به شکایت به خدا نکرده و دست به اعتراضات عملی بزنند. از فعالین دانشجویی نیز می خواهیم تا به صورت نیروهای داوطلب به همکاری با “کمیته صیانت از آراء” بپردازند.


جمع بندی:

با توجه به گفتگوها و رایزنی اعضای دفتر تحکیم وحدت با کاندیداها، احزاب و گروه های حامی آنها و همچنین سایر احزاب و شخصیت های برجسته سیاسی و با در نظر گرفتن نظرات اکثریت انجمن های اسلامی عضو و نیز گزارش نهایی کمیته انتخابات اتحادیه و نهایتاً با استقبال از پاسخ آقای کروبی به نامه ارسالی به کاندیداها، ضمن احترام به آقای میرحسین موسوی اعلام می داریم از نظر ما برنامه ها و تیم اجرایی ایشان به مطالبات دفتر تحکیم وحدت نزدیک تر بوده و در این مرحله از انتخابات اولویت با آقای مهدی کروبی است.


امیدواریم که ایشان با پایبندی به تعهدات شان در پیگیری مطالبات مطرح شده، در عرصه ریاست جمهوری نیز پذیرای نقد جریان دانشجویی نسبت به امور مختلف کشور باشند.


درنهایت از هر دو کاندیدا و احزاب حامی و هواداران آنها نیز می خواهیم از هرگونه تخریب که سود آن نهایتاً به نفع اقتدارگرایان خواهد بود بپرهیزند.


اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان دانشگاه های سراسر کشور
دفتر تحکیم وحدت
اول خرداد ۱۳۸۸


۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۰, پنجشنبه

نامه خانواده های دانشجویان دربند امیرکبیر به آیت الله هاشمی شاهرودی: آیا عزیزان ما شهروند ایران نیستند؟



خبرنامه امیرکبیر: خانواده های دانشجویان دربند امیرکبیر با ارسال نامه ای به آیت الله هاشمی شاهرودی رئیس قوه قضائیه خواستار رعایت حقوق شهروندی فرزندان خود شدند. متن این نامه به شرح زیر است:



بسمه تعالی


حضرت آیت الله شاهرودی، ریاست محترم قوه قضائیه


با سلام


احتراما به استحضار می رساند چهار دانشجوی دانشگاه امیرکبیر با نام های مجید توکلی، حسین ترکاشوند، اسماعیل سلمانپور و کوروش دانشیار بیش از هشتاد روز است که بدون دسترسی به وکیل و هیچ گونه ملاقاتی با خانواده هایشان در بازداشت به سر می برند. نزدیک به شصت روز از بازداشت دیگر فرزندانمان با نام های عباس حکیم زاده، مهدی مشایخی، احمد قصابان، نریمان مصطفوی و بیش از ۴۰ روز از دستگیری یاسر ترکمن نیز می گذرد. چند روز پیش نیز مسعود دهقان، فرزند شهید و دانشجوی دیگر این دانشگاه بازداشت شد. تمام بازداشت ها به دلیل اعتراض به دفن شهدا در دانشگاه امیرکبیر و قبل و بعد از مراسم تدفین بوده است. چند تن از دانشجویان طی این مدت حتی تماسی با خانواده های خود نداشتند و اجازه ملاقات خانواده ها و دسترسی وکیل به پرونده آنها داده نشده است.


شما طی چند روز گذشته با صدور نامه ای خواستار رسیدگی به وضعیت رکسانا صابری شده اید. جای خوشحالی است که به سرنوشت شهروندان ایرانی حساسیت نشان می دهید اما آیا عزیزان ما شهروند ایران نیستند؟ آیا رسیدگی عادلانه یعنی فرق گذاشتن بین شهروندان ایرانی؟ چرا دستوری مشابه برای فرزندان بیگناه و جوان ما صادر نمی کنید؟ مادر و پدرهایی که هر روز با مراجعه به دادگاه انقلاب بی هیچ نتیجه ای باز می گردند و برنگرانی شان افزوده می شود، تاب و توان زندانی بودن فرزندانشان را در سلول های انفرادی زندان اوین ندارند. دو ماه است که برای دیدن آنها و اطلاع از وضعیت جسمانی شان به هر دری زده ایم اما هیچ نتیجه ای نگرفتیم. وقتی فرزندانمان را نمی بینیم چگونه اطمینان داشته باشیم که سالم هستند. چگونه آرام بگیریم در حالی که حتی از وضعیت جسمی و روحی آنها اطلاعی نداریم.


خواهشمدیم دستورات لازم را جهت دیدار فرزندانمان و آزادی آنها صادر کنید و خانواده نه دانشجوی در بند که جوانی شان را در زندان می گذرانند از نگرانی برهانید.


با احترام


خانواده های دانشجویان زندانی
ترکاشوند، ترکمن، توکلی، حکیم زاده، دانشیار، دهقان، قصابان، مشایخی، مصطفوی


۱۳۸۷ بهمن ۲۳, چهارشنبه

بیانیه شماره دو روابط عمومی انجمن اسلامی پلی تکنیک تهران در خصوص بازداشت چهار تن از دانشجویان



بیانیه شماره ۲ روابط عمومی انجمن اسلامی پلی تکنیک تهران در خصوص بازداشت های اخیر: نهادهای امنیتی و مسئولین دانشگاه در جهت پیشبرد اهداف و پروژه های خویش در دانشگاه از ابزار بازداشت و پرونده سازی برای دانشجویان استفاده نکنند.


خبرنامه امیرکبیر: با گذشت بیش از ۷ روز از بازداشت اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر و بی خبری از وضعیت آنان، روابط عمومی انجمن اسلامی دانشجویان بیانیه شماره ۲ را صادر کرد:


دانشجویان فهیم و آگاه پلی تکنیک؛

این روزها ۳۰ سال از انقلاب اسلامی ۵۷ می گذرد. انقلابی که به گفته آیت ا… خمینی قرار بود در آن مارکسیست ها هم آزاد باشند و عقاید خود را آزادانه مطرح کنند، اما اکنون ثمره های این انقلاب تا حدی است که دانشجویان، مردم و دوستداران مهندس بازرگان به جرم حضور در مراسم سالگرد درگذشت اولین رئیس دولت پس از انقلاب، به شدیدترین شکل ممکن مورد حمله، هتاکی و بازداشت قرار می گیرند. انقلابی که به گفته آیت ا… خمینی قرار بود بساط رعب و وحشت و شکنجه ای که دستگاه ساواک فراهم کرده بود را برچیند اما اکنون در زندان ها و به خصوص زندان خوش نام (!) اوین حکایت دیگری در جریان است که شمه ای از آن در بازداشت ۱۵ ماهه سه دانشجوی پلی تکنیک عیان شد. انقلابی که به گفته آیت ا… خمینی قرار بود با انجمن های اسلامی کاری نداشته باشند و در قانون اساسی مورد تائید آیت ا… خمینی قرار بود انجمن های اسلامی آزادانه فعالیت کنند اما اکنون به همت نیروهای امنیتی و بی کفایتی رئیس نالایق و بی آبروی پلی تکنیک، نه تنها دفتر انجمن اسلامی دانشجویان تخریب گردیده است بلکه با یکایک اعضای آن به شدیدترین شکل ممکن برخورد می کنند تا بتوانند استراتژی النصر بالرعب خود را به منصه ظهور برسانند؛ هر چند که این خیالی خام بیش نیست، چرا که جنبش دانشجویی زنده است و قلب تپنده آن - پلی تکنیک تهران - هنوز می تپد و خواب آرام اقتدار گرایان حاکم را آشفته تر از قبل می کند و بازداشت های فله ای و محدویت های که برای اعضای آن به وجود می آوردند تا بدین وسیله فضای دانشگاه را به سوی خققان پیش برده و با استفاده از این فضا اهداف استبداد طلبانه خویش را در دانشگاه پیاده کنند، نه تنها خللی در اراده آزادیخواهانه دانشجویان پلی تکنیک نخواهد داشت، بلکه عزم آنان را بیش از پیش برای سر دادن شعار آزادی خواهی و استبداد ستیزی جزم خواهد کرد.


بعد از گذشت بیش از ۷ روز روز از بازداشت ۴ تن از دانشجویان و اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان - حسین ترکاشوند، اسماعیل سلمانپور، کوروش دانشیار و مجید توکلی - تاکنون هیچ گونه خبری از وضعیت این دانشجویان در دست نیست و پیگیری های وکلا و خانواده های این دانشجویان به سرانجامی نرسیده است. جالب اینجاست که تنها پاسخی که به خانواده های این دانشجویان گفته شده است این بوده که بروید ۱ ماه دیگر مراجعه کنید تا شاید وضعیت آنها مشخص شود.



اکنون نکات مهمی وجود دارد؛


۱- سوال مهم این است که بازداشت این دانشجویان به چه دلیل صورت گرفته است؟ چه نکته مبهمی در پرونده این دانشجویان وجود دارد که می بایست آنها بعد از بازداشت در مراسم یادبود مهندس بازرگان بیش از ۷ روز بدون هیچ تماسی در بازداشت نیروهای امنیتی باشند؟ این در حالی است که حسین ترکاشوند اندکی پیش از ۱۶ آذر توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود و بعد از اینکه پرونده سازی برای وی به دلیل نقص مدارک معتبر بی نتیجه ماند، آزاد شده بود و مجید توکلی در پرونده جعل نشریات موهن به مدت ۱۵ ماه در بازداست بود و در این مدت تحت شدیدترین شکنجه ها در بند ۲۰۹ زندان اوین قرار داشت و تمامی فعالیت های اسماعیل سلمانپور و کوروش دانشیار توسط رئیس حراست دانشگاه امیرکبیر به تمامی نهادهای امنیتی ارسال می شود.


۲- در این روزها اعضای اصلی انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی امیر کبیر در مخالفت با پروژه دفن اجساد بی نام و نشان جنگ ۸ ساله ایران و عراق در پلی تکنیک بسیار فعال عمل می کردند و به نگارش مقالات و صحبت با مسئولین مربوطه و … مشغول بودند، که همچنان نیز این اقدامات ادامه دارد اما سوال اینجاست که آیا این بازداشت و برخورد خصمانه می تواند در ارتباط با این پروژه در دانشگاه باشد؟ آیا مسئولین دانشگاه و آنانی که در حمایت از این پروژه به صورت فعال عمل می کنند این توصیه را به نهادهای امنیتی کرده اند که این دانشجویان را در بازداشت نگه دارند؟ آیا آنانی که از ترس برخورد سنگین دانشجویان با این پروژه قصد دفن این اجساد را در روزهای تعطیل دانشگاه داشته اند، در این بازداشت ها سهیم هستند؟


۳- مجید توکلی که بعد از افشای جعل نشریات موهن و بیان شکنجه های قرون وسطایی در بند امنیتی ۲۰۹ که باعث عیان شدن چهره واقعی جمهوری اسلامی شد، کمتر از ۷ ماه است با افتخار از دام نیروهای امنیتی و وزارت اطلاعات رهایی یافته است و در این مدت تنها به نوشتن یادداشت ها و مقالات خود مشغول بوده است. حال این برخورد خصمانه با وی چه دلیلی می تواند داشته باشد؟ آیا مجموعه وزارت اطلاعات به دنبال انتقام گیری از این فعال جنبش دانشجویی است؟ و یا مقالات وی که در آن به نقد دولت و حکومت جمهوری اسلامی و ارائه اندیشه های گوناگون پرداخته است، دلیل ادامه بازداشت وی در بند امنیتی ۲۰۹ گشته است؟ و در مورد تمامی بازداشت شدگان سوال اینجاست که آیا نیروهای امنیتی بازداشت کننده همچنان به دنبال انتقام گیری از دانشجویان پلی تکنیک به خاطر فریاد آزادیخواهانه شان در ۲۰ آذر ۱۳۸۵ در مقابل احمدی نژاد و افشاگری هایشان در جریان نشریات موهن می باشد؟


۴- انتقال دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک به بند امنیتی ۲۰۹ و عدم اجازه هیچگونه تماسی از سوی آنان چه منظوری انجام گرفته است؟ آیا سلامتی دانشجویان در بند ۲۰۹ که این روزها با توجه به آنچه که از زبان آزادیخواهان به گوش می رسد جایگزین زندان توحید سابق و موزه عبرت فعلی (!) شده است، با توجه ویژه به اینکه خطر اعتصاب غذای این دانشجویان در زندان بسیار جدی و محتمل است و همچنین بنا به اخبار شاهدان زمان بازداشت برخورد بسیار شدیدی با بازداشت شدگان صورت گرفته است، تامین است؟ اگر چنین است چرا مسئولین قضایی و امنیتی از دیدار وکلا با این دانشجویان ممانعت به عمل می آورند؟ بی شک حفظ سلامتی این دانشجویان بر عهده نیروهای امنیتی بازداشت کننده و دستگاه قضایی می باشد.


۵- آیا با توجه به اخبار غیر رسمی که به گوش می رسد آیا باز هم نیروهای امنیتی با این دستگیری ها به دنبال ایجاد پروژه ای دیگر در دانشگاه جهت هتک حرمت دانشگاه هستند؟


اینها سوال هایی است که دستگاه های مسئول می بایست به آنها پاسخی مستدل دهند و همچنین مسئولان دانشگاه که احتمال دخالت آنها در این پروژه بسیار محتمل است، باید هر چه سریعتر، جهت جلوگیری از ایجاد تشنج در دانشگاه، برای پایان یافتن این بازداشت ها و آزادی بی قید و شرط این دانشجویان اقدام کنند و پاسخگوی دانشجویان پلی تکنیک باشند و در نظر داشته باشند که در جهت پیشبرد اهداف و پروژه های خویش در دانشگاه از ابزار بازداشت و پرونده سازی برای دانشجویان استفاده نکنند.


دانشجویان پلی تکنیک تهران همواره نشان داده اند که هوشیاری خود را حفظ کرده و چنانچه در آغاز سال تحصیلی جدید پروژه ی جدیدی برای دانشگاه پلی تکنیک از سوی نهاد های امنیتی با همراهی مسئولین دانشگاه برنامه ریزی شده باشد، مطمئنا همچون سال های پیشین و با تمام وجود جواب این گستاخی به حریم دانشجویان را خواهند داد.


روابط عمومی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر ضمن محکوم کردن دستگیری اعضای شورای مرکزی انجمن، خواهان آزادی بی قید و شرط این دانشجویان می باشد. همچنین به مدیریت دانشگاه امیرکبیر هشدار می دهد که با توجه سابقه ایشان در همکاری با نیروهای امنیتی، دانشجویان پلی تکنیک هر آنچه که برای این دانشجویان اتفاق بیفتد را پیشاپیش از جانب ایشان می بینند. از سوی دیگر انجمن اسلامی دانشجویان به مسئولین جمهوری اسلامی گوشزد می نماید اکنون که ۳۰ سالگی انقلاب را جشن می گیرند و سیمای جمهوری اسلامی مرتبا فیلم های مستندی از سال های ابتدای انقلاب و موضع گیری رهبران جمهوری اسلامی را نشان می دهند اندکی به آنچه گفته اند و اکنون انجام می دهند بیندیشند.


روابط عمومی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پلی تکنیک تهران)


بن مایه +

۱۳۸۶ آذر ۳۰, جمعه

بازتاب تبرئه دانشجویان امیرکبیر در رسانه ها




خبرنامه امیرکبیر: دقایقی پس از ابلاغ رسمی حکم دادگاه دانشجویان امیرکبیر به وکیل مدافع آن ها، خبر تبرئه این دانشجویان بلافاصله به تیتر رسانه های مختلف داخلی و خارجی تبدیل شد.
جالب آن که این خبر هیچ گونه واکنشی در میان گروه های فشاری که نقش بارزی در متهم کردن دانشجویان داشتند، نداشت. به عنوان مثال خبرگزاری فارس صرفا با درج خبر از هر گونه توضیح اضافه ای در این مورد خودداری کرد. ایرنا و دیگر سایت های حامی دولت خبر را مخابره نکردند. در ادامه به نحوه بازتاب این خبر در رسانه ها می پردازیم:

متن کامل بازتاب تبرئه دانشجویان امیرکبیر در رسانه ها را از لینک زیر می توانید دریافت کنید:
بازتاب تبرئه دانشجویان امیرکبیر در رسانه ها: ایسنا، مهر، تابناک، فارس، آفتاب، نوروز، دویچه وله، فردا، بی بی سی، روز و زمانه



روز: تبرئه پس از انفرادی و شکنجه، بازخوانی پرونده دانشجویان بازداشتی امیرکبیر

زمینه دستگیری و شکنجه احسان منصوری، احمد قصابان و مجید توکلی، دانشجویان دانشگاه امیرکبیر که دیروز از ‏اتهام انتشار نشریات موهن به طور کامل تبرئه شدند و دادگاه جعلی بودن نشریات منتسب به آنهارا پذیرفت، روزی ‏فراهم آمد که هیچکس فکرش را نمی کرد: روز حضور رئیس دولت نهم در دانشگاه. همان روزی که دانشجویان ‏شعاردادند: مرگ بر استبداد‏

داستان را از آغاز پی می گیریم: “احمدی نژاد قصد داشت در اولین سال ریاست جمهوری خود، آذرماه ۸۴، به دانشگاه ‏امیرکبیر بیاید، اما به توصیه مشاورینش این بازدید را یک سال به تعویق‎ ‎انداخت” تا احتمالا در فضای قابل کنترلی در ‏این دانشگاه حضور یابد: سال ۸۵. سالی که “دانشگاه امیرکبیر علیرغم سرکوب شدید حاکمیت، صحنه درگیری‎ ‎و ‏کشمکشی مداوم میان دانشجویان و مدیریت انتصابی دانشگاه بود”. ‏

‏ روز حادثه ۲۰ آذر بود؛ در این روز “احمدی نژاد در حالی به پلی تکنیک‎ ‎آمد که تصور می کرد با صدور احکام ‏سنگین محرومیت از تحصیل برای دانشجویان، ممنوع‎ ‎الورود کردن بسیاری از دانشجویان منتقد و همچنین پر کردن ‏سالن سخنرانی با دانشجویان‎ ‎دانشگاه های امام صادق و امام حسین، صدای اعتراض و انتقاد دانشجویان فروکش کرده‎ ‎است. اما ناباورانه با سیل انتقادات و اعتراضاتی رو به رو شد که در طول دوران ریاست‎ ‎جمهوری اش بی سابقه بود. ‏احمدی نژاد توسط دانشجویان «هو» شد، دانشجویان او را دیکتاتور‎ ‎خواندند، عکسش را سوزاندند و…‏‎.‎‏” [خبرنامه ‏امیرکبیر]‏

احمدی نژاد با این وجود پشت تریبون قرار گرفت، دانشگاه پلی تکنیک را بهترین دانشگاه کشور خواند… دانشجویان ‏شعار دادند: مرگ بر دیکتاتور. گفت: “در تمام فعالیت جنبش دانشجویی ما این شعار را دانشجویان سر می دادند که ‏دانشجو می میرد، ذلت نمی پذیرد. دانشجویان این مملکت همواره ضد دیکتاتور بوده اند و خواهند بود….”‏

دانشجویان یکصدا فریاد زدند: مرگ بر دیکتاتور.احمدی نژاد ادامه داد، دانشجویان هم. رییس جمهور دانشجویان را به ‏آمریکایی بودن و گرفتن پول از بیگانگان متهم کرد. دانشجویان اورا هو کردند. رییس جمهور گفت: “شما به من توهین ‏می کنید اما من جواب شما را با آرامش خواهم داد”.‏

دانشجویان از ستاره دار شدن گفتند. رییس جمهور پاسخ داد: “می گویم به آنها درجه ستوانی بدهند”. دانشجویان فریاد ‏زدند:عامل تبعیض و فساد، محمود احمدی نژاد. و عکس های رییس جمهور را در سالن به آتش کشیدند….‏

احمدی نژاد که چندین بار مجبور شد سخنان خود را قطع کند، عاقبت به وقت رفتن گفت: “من درخواست می کنم با ‏هیچکدام از حاضرین در این سالن برخوردی صورت نگیرد زیرا من منتقدان خود را نیز دوست دارم.” ‏

و از همین “دوست داشتن” بود که قصه آغاز شد: “دانشجویان دانشگاه امیرکبیر خود را آماده‎ ‎پس دادن تاوان انتقادشان ‏کردند”. روز تاوان هم۱۰ اردیبهشت بود:حوالی ساعت ۱۲ ظهر دوشنبه ۱۰ اردیبهشت بسیجیان و نیروهای اطلاعات با ‏لوگوی نشریات وابسته به اعضای انجمن اسلامی دانشجویان نشریاتی به چاپ رساندند که در آن کاریکاتور رهبر ‏جمهوری اسلامی چاپ شده و انتقادهای تندی به وی وارد شده بود. بعد از پخش این نشریات در داخل دانشگاه توسط ‏عوامل اطلاعات و بسیج، با برنامه ای از پیش طراحی شده همه نیروهای هوادار بسیج به دفتر ریاست دانشگاه ریختند و ‏خواستار اخراج کلیه اعضای انجمن از دانشگاه و بازداشت آنها شدند. اعضای انجمن که تازه از موضوع اطلاع یافته ‏بودند برای جلوگیری از توطئه بسیج به دفتر رییس دانشگاه رفتند. در آنجا نیروهای بسیج با سلاح سرد [ چوب و چماق ‏و میله ] به آنها حمله کردند. شدت ضرب و شتم دانشجویان به گونه ای بود که برخی از دانشجویان بیهوش شدند.مدیریت ‏فرهنگی دانشگاه هم در اقدامی هماهنگ با بسیج پس از نیم ساعت از شروع پروژه بسیج و اطلاعات در بیانیه ای کلیه ‏نشریات دانشگاه را توقیف کرد و خبر از برخورد با مسوولان این نشریات داد.”‏

در آن شرایط سئوال دانشجویان این بود که “در شرایطی که حتی نشریات مجوزدار در سطح دانشگاه از سوی ‏انتظامات اجازه چینش پیدا نمی کند و کلیه اطلاعیه ها و نشریات دانشگاه در کنترل کامل نیروهای حراست دانشگاه و ‏انتظامات است” این نشریات چگونه به دانشگاه راه یافته اند؟ پاسخ این بود: “نیروهای امنیتی از بیرون این پروژه را ‏طراحی کرده بودند و بسیج مجری آن بود.” ‏

اما “پروژه” کلید خورده بود و با روی میز آمدن ۳ نشریه سحر، ریوار و سرخط، نیروهای حامی دولت در سراسر ‏کشور به جوش و خروش افتادند و فریاد وااسلاما از نقاط مختلف کشور به هوا برخاست. آن هم در حالیکه مدیران ‏مسئول این سه نشریه دانشجویی از همان لحظات اول انتشار آن نشریات به صراحت ان هارا جعلی خواندند و آنها را ‏وسیله ای برای سرکوب انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر و فعالین این دانشگاه معرفی کردند.‏

با این وجود موتور حزب الله، روشن شده بود. نه تنها در تهران، که در همه نقاط کشور. حتی امامان جمعه نیز به میدان ‏آمدند. از آیت الله جنتی تا ملاحسنی. از امام جمعه هشتگرد تا امام جمعه قم. همزمان شایعه بازداشت قریب الوقوع ‏اعضای انجمن پلی تکنیک و مدیران مسئول این نشریات هم بالا گرفت. حراست دانشگاه امیرکبیر “با احضار سه تن از ‏اعضای‎ ‎انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر با نشان دادن احضاریه هایی بدون مهر و امضا از ایشان‎ ‎خواست تا خود را به ‏دادگاه انقلاب معرفی نمایند.”‏

نشریه گاردین هم به نقل از منابع دانشجویی در کشور، خبر از پنهان شدن دانشجویان داد و همچنین اینکه: “بسیجی ها و ‏انصار حزب الله به دنبال افرادی هستند که عکس احمدی نژاد را آتش زده اندو شعار رئیس جمهور فاشیست پلی تکنیک ‏جای تونیست را سر داده اند.” ‏

و البته که وقتی “بسیجی ها و انصارحزب الله” به همراه “سربازان گمنام امام زمان” به دنبال افرادی باشند، آنها را ‏دستگیر هم می کنند:‏

‏”روز۱۳ اردیبهشت در حالی که احمد قصابان، مدیر مسئول نشریه دانشجویی سحر، متن شکوائیه مدیران مسئول ‏نشریات دانشجویی از بسیج دانشگاه و روزنامه کیهان رابرای تقدیم به قوه قضاییه، به دادگاه می برد از سوی نیروهای ‏ناشناس بازداشت شد.”‏

در همین فاصله “مجید شیخ پور، مدیر مسئول نشریه دانشجویی خط صفر هم گفت: صبح روز پنج شنبه در حالیکه قصد ‏ورود به دانشگاه برای حضور در جلسه امتحان داشتم، از سوی نیروهای ناشناس بازداشت شدم که پس از سه ساعت ‏بازجویی آزاد شدم. در بازجویی ضمن تهدید از سوی نیروهای ناشناس به من گفته شد که از بیان این نکته که غائله ‏دانشگاه امیرکبیر، پروژه ای امنیتی و منتسب به بسیج است خودداری کنم… این نیروها در اطراف خوابگاه حضور ‏دارند و با تهدید مدیران مسئول نشریات، قصد ایجاد فضای ترس دارند. ما برای تردد در این منطقه امنیت جانی نداریم”.‏

روز ۱۹ اردیبهشت هم “پویان محمودیان، مدیرمسئول نشریه دانشجویی «ریوار»، مجید شیخ‌پور، مدیر مسئول‎ ‎نشریه ‏دانشجویی «سرخط» و مجید توکلی، عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی منتخب دانشجویان‎ ‎دانشگاه امیرکبیر دستگیر ‏شدند”.‏

ماموران دنبال احسان منصوری، دبیر سیاسی انجمن اسلامی پلی تکنیک هم بودند. و عاقبت بعد از چند روز تعقیب و ‏گریز، روز ۲۷ اردیبهشت او را بازداشت کردند: “احسان منصوری، دبیر سیاسی انجمن اسلامی امیرکبیر، در پی ‏یورش چندین باره نیروهای امنیتی به منزل اقوام ایشان بازداشت شد. در طی دو هفته گذشته نیروهای حراست دانشگاه ‏امیرکبیر بارها با خانواده این دانشجو تماس گرفته بودند تا ایشان را نسبت به تحویل فرزندشان به نیروهای امنیتی مجاب ‏سازند…”‏

ماموران در جریان بازداشت احسان منصوری وی را “به حدی مورد ضرب و شتم قرار دادند که کتف وی دچار ‏شگستگی شد” و بعد هم او را یکراست به “بهداری زندان اوین” بردند و چند روزی وی را بستری کردند: “بچه مرا به ‏بدترین شکل ممکن و با کتک و تیراندازی و با اعلام اینکه او دزد و سارق است دستگیر کردند و او را چنان مضروب ‏کردند که خودش به من گفت: آنقدر مرا زدند که سرم بر بدنم لق می خورد و دستان دستبند خورده ام از لگد آنها کبود ‏بود.”[مادر احسان منصوری]‏

و وقتی آنها را در جلوی چشم مادران بدینگونه “تنبیه ” کردند می توان تصور کرد که در زندان با آنان چه کردند.بی ‏خبری، تنهایی، بازجویی های مدام و شکنجه هایی که داستان آن اشگ بر چشم مقامات قضایی نیز آورد:” چرا هیچ کس ‏کاری نمیکند؟ پسرم دارد میمیرد”.[مادر مجید توکلی]‏

او وقتی از مرگ فرزند سخن گفت که “وضعیت جسمانی مجید توکلی پس از گذشت ۲۰ روز‏‎ ‎از اعتصاب غذا به شدت ‏رو به وخامت گذارده” بود. مجید توکلی “در اعتراض به شکنجه‎ ‎های طاقت فرسا و غیرانسانی، گرفتن اعترافات دروغ ‏و تحت فشار، اصرار دادگاه انقلاب و‎ ‎علیرضا رهایی، رئیس دانشگاه امیرکبیر، بر انتشار نشریات موهن توسط ‏دانشجویان و عدم‎ ‎توجه تیم بازجویی به حقوق شهروندی و انسانی” خود از ۲۳ تیرماه دست به اعتصاب‎ ‎غذا زد. با این ‏حال کسی را قصد شنیدن نیست؛ آنجا که هدف گرفتن اعتراف است: “آنان در زندان حکومت اسلامی تحت شکنجه های ‏جسمی و روحی وادار شدند تا چاپ نشریات موهن را برعهده” بگیرند.‏

اعترافاتی که بر اساس استفتاء خانواده‏‎ ‎دانشجویان بازداشت شده از چند تن از مراجع تقلید و روحانیون اعتباری نداشت: ‏‏”آیت الله حسینعلی منتظری، آیت الله موسوی اردبیلی، آیت الله گرامی، آیت الله‎ ‎محمد صادقی تهرانی و آیت الله اسدالله ‏بیات در این استفتاء با اشاره به موارد شرعی‎ ‎اعلام کرده اند که اقراری که از روی اکراه صورت گیرد، شرعا اعتباری ‏نخواهد داشت”.‏‎ ‎

آیت الله حسینعلی منتظری در این باره در نامه ای به خانواده احسان منصوری، احمد‎ ‎قصابان و مجید توکلی، سه‎ ‎دانشجوی‎ ‎بازداشت شده دانشگاه‎ ‎امیر‎ ‎کبیر‎ ‎نوشت: “هر اقراری که ناشی از تهدید، فشار‎ ‎روحی و جسمی، نگاه داشتن در ‏زندان و امثال آن هر چند تحت عنوان تعزیر باشد، اعتباری‎ ‎ندارد و قاضی صالح نمی تواند کسی را بر اساس این گونه ‏اقرار ها محکوم کند‎.‎‏”‏

خود دانشجویان نیز در اولین فرصت، خبر از چگونگی “اعتراف” ها دادند: “سه دانشجوی در بند و شکنجه شده ‏دانشگاه امیرکبیر، مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری، طی نامه ای اعلام کردند که نقشی در تهیه نشریات ‏مجعول نداشته اند و مطالب مندرج در آنها را محکوم می کنند و طی روزهای اقامت در سلول انفرادی تحت فشارهای ‏طاقت فرسا ناچار به اعتراف به کار ناکرده شده اند”.‏

این سه دانشجو در همین ارتباط نامه های جداگانه ای نوشتند و حین یکی از ملاقات هایشان، که بعد از چند ماه بی ‏خبری صورت گرفت، آنها را به خانواده هایشان دادند.‏

در نامه مجید توکلی آمده بود: “اکنون قریب به ۱۰۰ روز از بازداشت اینجانب مجید توکلی دانشجوی دانشگاه امیرکبیر ‏می گذرد. آن چه سبب شد به نگارش این نامه کوتاه دست بزنم این است که می بینم علیرغم تکذیب مکرر و موکد بنده و ‏دیگر دوستانمان در دانشگاه امیرکبیر در خصوص همکاری در تهیه و چاپ ۴ نشریه جعلی و موهن، تاریک اندیشانی ‏همچنان عزمی راسخ و جهدی وافر در انتساب این نشریات به ما را دارند و گویا قرار است در آینده نزدیک دادگاهی ‏غیرعلنی تشکیل داده و به استناد اعترافاتی که همه تحت آزار و اذیت های فراوان [شرح گوشه ای از آن را به خانواده ‏خود گفته ام]، اخذ شده است استناد نموده، تقصیر را متوجه ما نمایند، ببرند و بدوزند و باز حکمی ناعادلانه صادر ‏نمایند. بنده به صراحت اعلام می نمایم همان طور که بارها با خانواده خود چنین مسایلی را در میان گذارده ام، و همان ‏طور که هفته گذشته در بازپرسی دادگاه انقلاب گفتم کلیه اعترافات بنده در طول مدتی که در سلول انفرادی نگه داری ‏می شدم تحت آزار و اذیت های فراوان و به دروغ از اینجانب اخذ شده و هیچ گونه وجاهت قانونی و شرعی ندارد. در ‏پایان بار دیگر ضمن اعلام برائت از انتشار مطالب موهن، عمل غیراخلاقی کسانی که اقدام به انتشار این نشریات نموده ‏اند و همچنین توهین به مقدسات و ائمه اطهار را محکوم می کنم.”‏

نامه در بند ۲۰۹ زندان اوین نوشته شده بود و تاریخ ۲۲ مرداد را برخود داشت. مثل نامه احمد قصابان: “بدینوسیله به ‏اطلاع همگان می رساند اینجانب احمد قصابان در طول مدت بازداشت برای اقرار به عملی که مرتکب نشده بودم تحت ‏فشار های طاقت فرسای فراوانی قرار گرفته ام که ظاهرابخشی از رفتارهای زننده ای که در این مدت با ما انجام شد در ‏نامه سرگشاده خانواده هایمان به رئیس قوه قضاییه ذکر شده است. در اینجا به اطلاع همه دوستان می رسانم که تحت ‏فشارهای فراوان و طاقت فرسا به اینجانب و دیگر دانشجویان بازداشت شده چاره ای جز تبعیت از خواست و اراده ‏بازجویان و اقرار دروغ علیه خود و دیگران نداشتیم. لذا اعترافاتی که تحت فشار از بنده اخذ شده غیرقانونی و غیرقابل ‏استناد است. بار دیگر ضمن محکوم نمودن توهین به مقدسات، با پافشاری بر موضع خود در هنگام آزادی اعلام می کنم ‏که هیچ گونه مشارکت و مداخله ای در انتشار چهار نشریه موهن در روز ۱۰ اردیبهشت در دانشگاه امیرکبیر نداشته ‏ام.”‏

و همانند نامه احسان منصوری که خطابش، همکلاسی هایش بود: “همان طور که در جریان هستید عده ای با دست زدن ‏به کثیف ترین و ناجوانمردانه ترین خدعه، در بهار امسال اقدام به جعل نشریات دانشجویی کرده و مطالب نامربوط آن ‏را به اعضای انجمن اسلامی نسبت دادند. با این که پس از پخش معدود این نشریات ما بارها انتشار این مطالب را از ‏سوی خود تکذیب کردیم، به سبعانه ترین روش ها اقدام به بازداشت بنده و ۷ تن دیگر از دانشجویان کردند. با این که در ‏طی بازداشت نیز دست داشتن در انتشار این نشریات را تکذیب می کردم، بازجویان ما را تحت انواع و اقسام فشارهای ‏روحی و جسمی شدید قرار دادند که اگر خود در این شرایط قرار نمی گرفتیم باور نمی کردیم که برای اعتراف گیری ‏دست به چه اعمالی می زنند. در هر صورت آن جا که فشارهای بازجویان از حد توان من و دوستان خارج شد مجبور ‏به اعتراف به کار ناکرده شدیم. اما پس از این که به بند عمومی منتقل شدم باز بر عدم ارتکاب به این عمل تاکید داشته و ‏در برابر بازپرس پرونده هم ضمن برشمردن شکنجه ها، تمامی اعترافات خود را تکذیب کردم. لذا برای چندمین بار ‏اعلام می نمایم بنده و دیگر دانشجویان بازداشت شده هیچ نقشی در انتشار نشریات موهن نداشته و کلیه اعترافات اخذ ‏شده از ما تحت فشارهای فراوان بوده و ارزش حقوقی و قانونی ندارد”.‏

خانواده های این سه دانشجو نیز پس از اطلاع از آنچه بر فرزندانشان رفته بود به میدان آمدند و افکار عمومی را به ‏یاری طلبیدند:” فرزندان ما قربانی یک برنامه از پیش تعیین شده هستند آنها هرچه بر بی گناهی خود اصرار کردند و ‏اتهامات دروغین را انکار کردند کسی توجهی نکرد و می خواهند آنها را گناهکار معرفی کنند… متاسفانه دانشگاه محل ‏تحصیل فرزندم با نهادهای امنیتی همکاری نزدیکی داشت و حتی برای بازداشت آنها همکاری می کرد….ما بعد از ‏اولین دیدار با فرزندانمان اصلا خوشحال نبودیم چرا که آن وضعیت بچه ها را دیدیم اما سکوت کردیم چرا که ‏فرزندانمان را تهدید کرده بودند اگر چیزی بگویید دوباره شکنجه و انفرادی را آغاز می کنیم. ما به تمامی مقامات ‏متوسل شدیم به آقای شاهرودی نامه نوشتیم اما هیچ کس هیچ جوابی به ما نداد و می گفتند به خانه برگردید و دعا ‏کنید!”[مادر احسان منصوری] ‏

برادر مجید توکلی هم به رادیو‎ ‎فردا گفته بود “پدرش پس از اولین ملاقات با برادرش آثار شکنجه را بر بدن او دیده‎ ‎است” و افزوده بود: “بر بدن او کبودی بوده است، صورت او کبود و سیاه بوده است، زیر‎ ‎چشمانش سیاه بوده است؛ ‏سرش شکسته بوده، برادرم می گفت بازجویان بر سر او پا می‎ ‎گذاشته اند و او را مدت ها سرپا نگه می داشته اند.”‏

و در اینجا بود که سعید مرتضوی به میدان آمد: “سعید مرتضوی، دادستان‎ ‎عمومی و انقلاب استان تهران، صبح روز ‏یکشنبه ۲۸ مردادماه، در تماس تلفنی با خانواده‏‎ ‎های‎ ‎احسان‎ ‎منصوری، احمد‎ ‎قصابان و مجید توکلی، آنها را به دفتر خود ‏دعوت کرد‎.‎‏… پس از حضور سه خانواده در دفتر قاضی سعید مرتضوی، وی با لحنی‎ ‎عصبانی و تحکم آمیز به آنها ‏گفت: بارها به شما هشدار دادیم که جایی صحبت نکنید، مصاحبه نکنید، اخبار آن داخل، بند ۲۰۹، را بیرون انتشار ‏ندهید، با کسی ملاقات‏‎ ‎نکنید، اما شما باز کار خودتان را کردید. حالا هم دوباره بچه هایتان را منتقل کرده‎ ‎ام به انفرادی ‏و تا رویه تان را عوض نکنید، از ملاقات و تماس تلفنی هم خبری‎ ‎نیست‎.‎‏…مرتضوی در پاسخ به اعتراض خانواده ها ‏که به او‎ ‎متذکر شدند فرزندان شان گناهی ندارند و تحت شکنجه از آنها اعتراف گرفته شده است، گفت: «چه کسی گفته ‏آن ها شکنجه شده اند؟ من باید تشخیص بدهم که شکنجه شدند، که می‎ ‎گویم شکنجه نشده اند. ما هنوز شکنجه نکرده ایم ‏که بفهمید شکنجه یعنی چه. تحت فشار‎ ‎هم اعتراف نکرده اند. نشریات موهن، کار همین سه نفر بوده و تا ندامت نامه ‏ننویسند، از آزادی هم خبری نیست» این مقام قضایی جمهوری اسلامی در پاسخ به سوال خانواده ها که پرسیدند «پس ‏دستور‎ ‎قوه قضاییه چه می شود؟!» گفت: دستور قوه قضاییه به من مربوط است، نه به شما. از این‎ ‎به بعد هم حق دیدار ‏با هیچ کس را ندارید. نه مقام سیاسی و نه مقامات مسئول. فقط‎ ‎باید رویه تان را عوض کنید تا دوباره اجازه ملاقات و ‏تماس تلفنی بدهم. فرزندانتان‎ ‎هم باید ندامت نامه بنویسند تا آزاد شوند”‏‎.‎

مدتی نیز برای به رخ کشیدن این “من” همان ملاقات های کوتاه نیز از خانواده ها دریغ شد تا نوبت دادگاه ‏رسید؛دادگاهی که آن نیز حکایت خود را داشت: “جلسه رسیدگی به اتهامات احسان منصوری، مجید توکلی و احمد ‏قصابان سه دانشجوی بازداشت‏‎ ‎شده دانشگاه امیرکبیر در پرونده انتشار مطالب موهن در برخی نشریات این دانشگاه، ‏صبح‎ ‎دیروز در شعبه ۶ دادگاه انقلاب به صورت غیرعلنی برگزار شد‏‎. ‎محمدعلی دادخواه، وکیل مدافع این سه دانشجو، ‏پس از پایان این جلسه دادگاه به ایسنا گفت: این جلسه صبح‎ ‎دیروز با حضور متهمان و وکیل مدافع آنان آغاز شد و تا ‏ساعت ۱۳ ادامه یافت. در‎ ‎ابتدای جلسه، کیفرخواست صادره توسط نماینده مدعی العموم قرائت شد. وی با بیان اینکه در ‏این جلسه موکلانش اظهارات خود را بیان کردند گفت: فرصت برای دفاع اینجانب‎ ‎ایجاد نشد و ادامه جلسه رسیدگی به ۷ ‏مهرماه موکول شد. پیش از این اتهام این سه‎ ‎دانشجو، توهین به مقدسات عنوان شده بود. قاضی حداد، معاون امنیت ‏دادسرای عمومی و‏‎ ‎انقلاب تهران نیز در مورد چگونگی برگزاری دادگاه این سه دانشجو گفته بود: علنی و‏‎ ‎غیرعلنی ‏برگزار شدن این جلسه بستگی به نظر قاضی دادگاه دارد.”‏

در همین دادگاه بود که معلوم شد: “علیرضا رهایی، رئیس دانشگاه امیرکبیر، در مقابل فعالیت های دانشجویی ‏دانشجویان این‎ ‎دانشگاه از ایشان به دادگاه انقلاب شکایت کرده است. احمد قصابان، مجید توکلی و‏‎ ‎احسان منصوری پس ‏از برگزاری دادگاه به وکیل و خانواده های خود اعلام کردند بسیاری‎ ‎از موارد اتهامی آن ها را فعالیت های دانشجویی ‏آن ها در دانشگاه تشکیل می داد. ۳‏‎ ‎دانشجوی در بند دانشگاه امیرکبیر تصریح کرده اند که مدیریت دانشگاه علاوه بر ‏ارائه‎ ‎گزارش ریز عملکرد دانشجویان در دانشگاه، از آن ها به خاطر آنچه که او آن را «بر هم‎ ‎ریختن نظم و ایجاد ‏آشوب و بلوا در دانشگاه» و همچنین «فعالیت تبلیغی علیه نظام از‎ ‎طریق انتشار نشریه دانشجویی»، نامیده است به ‏دادگاه انقلاب تهران شکایت کرده است”.‏

در حالیکه “پیش از این علیرضا رهایی، رئیس انتصابی دانشگاه امیرکبیر، هر گونه شکایت از‎ ‎دانشجویان و یا ارائه ‏پرونده دانشجویان به دادسرای امنیت دادگاه انقلاب را تکذیب‎ ‎و اعلام کرده بود که تلاش وافری جهت آزادی دانشجویان ‏از زندان انجام می دهد‏‎. ‎رئیس دانشگاه امیرکبیر همچنین ادعا کرده بود که برای آزادی دانشجویان هر هفته‎ ‎جلساتی را با ‏مسئولین دادگاه انقلاب برگزار می کند”. ‏

دادگاه بعدی هم در همین فضا تشکیل شد؛ فضایی که رئیس دانشگاه شاکی اصلی دانشجویان خود بود: “در حالی که قرار ‏بود دادگاه به صورت علنی برگزار شود، قاضی رسیدگی کننده به پرونده چند ساعت مانده به تشکیل جلسه اعلام کرد ‏علنی بودن دادگاه منتفی شده است. زمان شروع دادگاه نیز ساعت ۱۲ ظهر اعلام شده بود. اما سه دانشجوی در بند ‏ساعت ۱۳:۳۰ به مجتمع قضایی شهید قدوسی انتقال داده شدند.خانواده سه دانشجو و چند نفر از دوستان آن ها به گمان ‏علنی بودن دادگاه برای شرکت در جلسه به مقابل مجتمع قضایی شهید قدوسی مراجعه کرده بودند، اما ظاهرا همین ‏مسئله باعث ایجاد تاخیر در انتقال دانشجویان شد.به ماموران مقابل درب این مجتمع همان زمان اعلام شد قرار است چند ‏متهم از زندان به این مجتمع قضایی آورده شوند که ماموران بایستی بلافاصله پس از مراجعه اتومبیل حامل این متهمین ‏بلافاصله درب پارکینگ را برای ایشان باز کرده و مانع ورود افراد عادی به پارکینگ شوند. مامورین نیز مداوما به ‏خانواده این دانشجویان گوشزد می کردند که شاید فرزندان آن ها را از درب دیگری وارد مجتمع قضایی کرده اند. این ‏در حالی بود که مجتمع قضایی شهید قدوسی درب دیگری نداشت.در حالی که متهمانی که از زندان به این مجتمع منتقل ‏می شدند در خیابان از ماشین پیاده شده و بعضا ملاقات کوتاهی با خانواده و دوستان خود انجام می دادند، اما سه ‏دانشجوی در بند ساعت ۱۳:۳۰ در حالی که توسط یک اتومبیل پر از مامورین زندان اسکورت می شدند به مقابل ‏مجتمع قضایی منتقل شدند. اتومبیل حامل دانشجویان و مامورین طبق برنامه ریزی قبلی به سرعت وارد پارکینگ شدند. ‏مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری در حالی که دستبند به دست داشتند برای لحظاتی موفق شدند خانواده و ‏دوستان خود را از فاصله چندمتری ببینند.ساعت ۱۳:۴۰ دقیقه دانشجویان به داخل دادگاه هدایت شدند و جلسه غیرعلنی ‏دادگاه با حضور دانشجویان، محمدعلی دادخواه، وکیل مدافع ایشان، نماینده دادستان و قاضی پرونده آغاز شد. در شروع ‏جلسه نماینده دادستان اقدام به قرائت کیفرخواست صادره علیه دانشجویان نمود. سپس قاضی سوالاتی از دانشجویان می ‏پرسید. در ادامه جلسه دادگاه وکیل مدافع دانشجویان در دفاع از آن ها صحبت کرد.توکلی، قصابان و منصوری بار ‏دیگر در جلسه دادگاه عمومی با تاکید بر این که هیچ نقشی در تهیه، چاپ و توزیع نشریات موهن نداشته اند، ۴ نشریه ‏منتشرشده را به دلایل گوناگون جعلی دانستند. دانشجویان به تکذیب خود از لحظه توزیع نشریات در دانشگاه تا به امروز ‏اشاره کردند. دانشجویان همچنین در مقابل اعترافات اخذ شده از ایشان در بند ۲۰۹ زندان اوین بار دیگر شکنجه های ‏غیرانسانی وارد بر خود در طول مدت بازداشت را شرح دادند.بالاخره جلسه طولانی دادگاه ساعت ۱۸:۳۰ به پایان ‏رسید و ادامه رسیدگی به پرونده این سه دانشجو به فردا موکول شد. پس از خروج دانشجویان از دادگاه مامورین بار ‏دیگر به دست آن ها دستبند زدند و آن ها را داخل یک دستگاه اتومبیل ون نشاندند. در حالی که خانواده ها و دوستان این ‏دانشجویان همچنان مقابل مجتمع قضایی منتظر آن ها بودند، مامورین با کشیدن پرده های ماشین اجازه ندادند این ‏دانشجویان در راه بازگشت خانواده و دوستان خود را مشاهده کنند.”[خبرنامه امیرکبیر]‏

حکم این دادگاه غیرعلنی، چنین بود: “یک مقام مسوول، از محکومیت مجید توکلی، احمد قصابان و‎ ‎احسان منصوری به ‏‏۳، ۵/۲ و ۲ سال حبس تعزیری از سوی دادگاه انقلاب خبر داد‏‎. ‎وی‎ ‎در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقی ایسنا اظهار داشت: ‏احکام صادره در رابطه با بخشی از‏‎ ‎پرونده است که در صلاحیت دادگاه انقلاب بوده و بخش دیگر پرونده با صدور قرار ‏عدم‎ ‎صلاحیت دادگاه انقلاب به دادگاه عمومی ارسال شده است.”‏

به دنبال صدور این احکام خانواده این سه دانشجو در نامه ای خطاب به آیت الله‎ ‎هاشمی شاهرودی، رییس قوه قضاییه با ‏بی گناه دانستن فرزندان خود خواستار محاکمه علنی آنها شدند؛همچنین خواستار رسیدگی به شرایطی شدند که بر ‏فرزندان آنها رفته بود.آیت الله شاهرودی هم رئیس کل دادگستری تهران را مامور رسیدگی به “ادعاهای” آنان کرد. ‏کاری که قاعدتا انجام آن دشوار نمی نمود؛ اما: “قاعده‌ای وجود دارد که می‌گوید کسی اگر ادعا دارد باید دلیلی‎ ‎بیاورد؛ ‏این دانشجویان هم ادعایی بدون دلیل داشتند. ما از آن‌ها خواستیم دلیلی اعم‏‎ ‎از آثار شکنجه، بهداری زندان یا مستند ‏دیگری به ما ارائه کنند. البته شاید این‎ ‎موضوع طبیعی باشد و سخت باشد که در بازداشتگاه دلیلی بر این مدعا وجود ‏داشته باشد‎ ‎اما همان‌طور که به خانواده‌ی آن‌ها هم گفتم به حجت و اقناعی نرسیدم زیرا طرف مقابل‎ ‎نیز دقیقا بلکه با ‏قاطعیت بیشتر ادعای عکس را داشت. تا مرحله‌ای که ما مکلف به‏‎ ‎تحقیقات بودیم حجتی وجود نداشت البته رسیدگی به ‏جرایم وزارت اطلاعات نیز قانونا در‎ ‎صلاحیت سازمان قضایی نیروهای مسلح است و ارائه‌ی نظر قاطع، رسیدگی ‏قضایی را‏‎ ‎می‌طلبد‎.‎‏”‏

وی پیش از این اما اعلام کرده بود: “نتیجه بررسی پرونده شکنجه دانشجویان امیر کبیر را به طور شفاهی به آیت الله ‏شاهرودی، رییس قوه قضاییه” داده ؛ هرچندقرار نیست “نتیجه کتبی” منتشر شود. و آقای آوایی مسئول بخش حقوق ‏شهروندی قوه قضاییه هم هست.‏

‏ در این فاصله صحبت از بردن دانشجویان به زندان گوهر دشت شد؛ جایی که محمد علی دادخواه آن را وسیله ای برای ‏تنبیه می داند: “هم به خاطر دوری راه، هم به خاطر زندانیان عادی خطرناک”.‏

و درست در همین شرایط است که خبر می رسد: “احسان منصوری، احمد قصابان و مجید توکلی سه دانشجوی دانشگاه ‏صنعتی امیرکبیر از شش مورد اتهامی در دادگاه عمومی تبرئه شده و شنبه آزاد می شوند. محمد علی دادخواه در گفتگو ‏با خبرنگار مهر با بیان این مطلب افزود: دادگاه عمومی احسان منصوری، احمد قصابان و مجید توکلی را از ۶ مورد ‏اتهامی توهین به مقدسات، توهین به حرم اهل بیت، توهین به مراجع تقلید، توهین به مردم شهر قم، توهین به عموم ‏جوانان متشرع و بانوان محجبه، توهین به مسئولین نظام جمهوری اسلامی ایران اعم از ریاست جمهوری و وزیر علوم ‏و رئیس دانشگاه امیرکبیر تبرئه کرد. وی افزود : دادگاه با وجود اینکه معتقد است هر چند موارد اتهامی کار دانشجویان ‏مذکور نبوده است اما به دلیل منسوب کردن مطالب منتشر شده به بسیج دانشجویی، دچار نشر اکاذیب شده اند. بر همین ‏اساس دادگاه حکم ۴ ماه زندان برای آن صادر کرده است که با توجه به اینکه دانشجویان بیش از ۴ ماه است در زندان ‏به سر می برند، لزومی برای گذراندن این مدت در زندان ندارند”.






قسمتی از جشن خود جوش دانشجویان امیرکبیر پس ازشنیدن خبر تبرئه ی دوستانشان.



بن مابه +

بیانه ی انجمن اسلامی دانشجویان در خصوص آزادی سه دانشجو



سلام بر احمد قصابان، احسان منصوری، و مجید توکلی


سال گذشته در هنگامی که ساعاتی پس از حضور پر حاشیه ی محمود احمدی نژاد در دانشگاه پلی تکنیک(امیرکبیر) اکثر خبرگزاری های داخلی و خارجی اعتراضات تند و خشمگینانه ی دانشجویان و حوادث و شعارهای مطرح شده در حضور وی را بر روی تلکس های خبری خود قرار داده بودند، در بین اخبار خود چند جمله از رئیس جمهور را هم نیز نقل کرده بودند، با این مضمون که “من درخواست می کنم با هیچکدام از حاضرین در این سالن برخوردی صورت نگیرد زیرا من منتقدان خود را هم نیز دوست دارم.” این جملات شباهت بسیار زیادی به سخنرانی برخی از سران حکومت پس از واقعه ی ۱۸ تیرماه سال ۷۸ داشت که از مستمعین خواسته شده بود در مقابل معترضان هیچ واکنش تندی نشان ندهند، اما دریغا که تاریخ گواهی می دهد و در دل خود ثبت کرده که این مستمعین از فردای شندین این فرمایشات چه کرده اند که نباید می کردند!؟

حال شباهت این جملات احمدی نژاد چنان تداعی کننده خاطرات دردناک آن روزها بود که برخی سیاسیون منتقد، از جمله یکی از اعضای حزب مشارکت سریعا برای جلوگیری از فروغلتیدن حزب مطبوع خود در آتش انتقام احتمالی دولت مهرورز، حرکت دانشجویان پلی تکنیک در مقابل رئیس جمهور محترم را احمقانه و بی ادبانه برآورد کرد! اما در این بین شاید سه دانشجوی بیگناه احمد قصابان، احسان منصوری، و مجید توکلی گمان نمی کردند که پس از گذشت چندین ماه در آتش انتقام دولت از دانشگاه و دانشجویان پلی تکنیک بسوزند و به جرمهای ناکرده متهم و به زندان اوین راه یابند و در زندان حکومت اسلامی تحت شکنجه های جسمی و روحی وادار شوند تا چاپ نشریات موهن (حاصل توطئه ی مخالفان انجمن های اسلامی) را برعهده گیرند، از حقوق اولیه خود محروم گردند، از دانشگاه اخراج شوند و پس از ماه ها زندان و بازجویی طاقت فرسا و بدون آزادی موقت به دادگاه انتقال یابند و علی رغم تکذیب تمامی اعترافات تحت شکنجه ی خود در نهایت هرکدام به ۲ تا ۳ سال حبس تعزیری محکوم شوند.

سلام بر احمد قصابان، احسان منصوری، و مجید توکلی و سلام بر خانواده های شجاع و داغ دیده شان که اکنون از رنج دوری فرزندان خود اشک بر چشم و بغض در گلو و نفرین بر لب دارند و سلام بر جنبش دانشجویی که راسخ و استوار و پایمردانه تا آزادی یاران دبستانی خود از هیچ تلاشی فروگذار نمی کند. انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده ی مدیریت دانشگاه تهران ضمن اعلام حمایت خود از سه دانشجوی زندانی پلی تکنیک، انزجار خود از شکنجه ها و فشارهای وارده بر این دانشجویان در زندان اوین را اعلام و ممنوعیت ایجاد شده برای خبرگزاریها در این زمینه و احکام صادر شده اخیر را محکوم نموده و همبستگی خود با پیکره ی جنبش دانشجویی و حرکت آن در راستای آزادی این دانشجویان را ابراز می دارد.


انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده ی مدیریت دانشگاه تهران

دادگاه دانشجویان امیرکبیر را تبرئه کرد، نشریات جعلی بودند



خبرنامه امیرکبیر: طبق حکم صادره توسط دادگاه عمومی برای ۳ دانشجوی دانشگاه امیرکبیر، احسان منصوری، احمد قصابان و مجید توکلی از اتهام انتشار نشریات موهن به طور کامل تبرئه شدند و دادگاه جعلی بودن نشریات را پذیرفت.


به گزارش خبرنامه امیرکبیر، طبق حکمی که امروز به محمدعلی دادخواه، وکیل مدافع این دانشجویان، ابلاغ شد دادگاه با جعلی دانستن نشریات موهن، دانشجویان در بند را از اتهام انتشار این نشریات تبرئه کرد. دادگاه عمومی تنها به خاطر نشر اکاذیب حکم ۴ ماه حبس تعزیری برای این سه دانشجو صادر کرده است.


پیش از این دادگاه انقلاب برای این سه دانشجو احکام حبس طویل المدت صادر کرده بود. دانشجویان پیش از این بارها انتساب اتهام توهین به مقدسات را به خود تکذیب کرده و اعلام کرده بودند نشریات جعلی است. مراجع تقلید نیز طی فتواهایی تکذیب دانشجویان را مسموع دانسته و اصرار انتساب اتهام به ایشان را گناه قلمداد کرده بودند.


دادگاه عمومی با صدور ۸۰ میلیون تومان وثیقه برای هر یک از این دانشجویان مقدمه آزادی آن ها را فراهم نموده است. خانواده این سه دانشجو در حال تهیه وثیقه برای آزاد کردن فرزندان خود پس از گذشت ۹ ماه حبس هستند.

دکتر دادخواه وکیل مدافع این دانشجویان گفت: این سه دانشجو از اتهامات توهین به مقدسات دینی و مذهبی، توهین به حرم اهل بیت مطهر ، توهین به مردم شهرستان قم و شهر قم، توهین به مراجع عظام، توهین به عموم جوانان متشرع و زنان محجبه و توهین به مسوولان برائت حاصل کردند.

وی یادآور شد: بر اساس رأی صادره آنان در رابطه با اتهام نشر اکاذیب علیه نیروهای بسیجی و امنیتی در دانشگاه تهران به ۴ ماه حبس تعزیری با احتساب و کسر ایام بازداشت‌های قبلی محکوم شدند که با توجه به این‌که بیش از ۸ ماه است در زندان به سر می‌برند، اکنون آزاد تلقی می‌شوند.

اخبار تکمیلی در این خصوص متعاقبا اعلام می شود


بن مایه +

۱۳۸۵ دی ۲, شنبه

گاردین: بعد از سخنرانی احمدی نژاد دانشجويان از ترس جان پنهان مي شوند



دانشجويان ايراني که در تظاهرات هفته گذشته خشم خود را عليه محمود احمدي نژاد نشان دادند، اکنون از ترس تهديد حاميان وي به انتقام جويي پنهان شده اند.

دانشجويي که در تظاهرات يادشده، شعار “رئيس جمهور فاشيست، پلي تکنيک جاي تو نيست” در دست داشت و از او عکس گرفته شده بود اکنون متواري است. حد اقل سه دانشجوي ديگر که عکس احمدي نژاد را آتش زده بودند نيز مخفي شده اند. بسيجي ها و انصار حزب الله در جستجوي آنها هستند.

در تضاد کامل با استقبالي که در نقاط مختلف ايران از سفر هاي احمدي نژاد مي شود، وي هفته پيش در گردهم آيي دانشگاه اميرکبير ناگهان در مقابل فريادهاي “مرگ بر ديکتاتور” قرار گرفت. چند صد دانشجو در اين مراسم خشم خود را از فشار دولت عليه دانشگاه ها، که از زمان انتخاب او به رياست جمهوري شروع شده است، بيان داشتند.

پس از پايان مراسم و فرونشستن تظاهرات، روزنامه گاردين به جزييات بيشتري از وقايع دست يافت.

درگيري هاي خشونت آميزي ميان فعالين دانشجو و شبه نظاميان بسيجي که حامي رئيس جمهور هستند، بيرون از سالن رخ داد. يک لنگه کفش از سوي دانشجويي که دماغش توسط يک محافظ وزير شکسته شده بود به سمت آقاي احمدي نژاد پرتاب شد.

تظاهر کنندگان ماشين رئيس جمهور را احاطه کردند. همراهان آقاي احمدي نژاد بعدا گفتند وي آرام بوده و گفته است کاري به دانشجويان معترض نداشته باشند، ولي برخي از حاضرين گفتند وي دانشجويان را عوامل آمريکا ناميده و گفته است بايد با آن ها مقابله کرد.

بابک زمانيان، سخنگوي انجمن اسلامي دانشگاه اميرکبير، گفت: “او ما را مستقيما تهديد کرد و گفت آنچه ما مي کنيم مخالف خواست ملت است. بعد از اين سخنان بود که دانشجويان شديد تر اعتراض کرده و او را ديکتاتور مذهبي دروغگو خواندند و فرياد زدند آمريکا را رها کن، فکري به حال ما کن.”

“وقتي ما شعار مي داديم احمدي نژاد برو گمشو، احمدي نژاد عامل تبعيض و فساد، از چهره وي کاملا پيدا بود که واقعا بهت زده شده است. از حاميان خود خواست سرودي مذهبي در حمايت او بخوانند ولي آنقدر مبهوت شده بود که تنها خودش مي خواند.”

دانشجوي ديگري گفت: “او سعي مي کرد خود را کنترل کند ولي کاملا پيدا بود که خشمگين و آشفته است.” شاهدان مي گويند آقاي احمدي نژاد سعي کرد دانشجويان را مسخره کند و گفت مطابق ضوابط جديد [ستاره گذاري] که دانشجويان با سه ستاره از تحصيل محروم خواهد کرد، آن ها را به ستوان تبديل خواهد کرد. اين سخن نيز به گفته آقاي زمانيان دانشجويان را به شدت عصباني کرد.

گفته مي شود علت اصلي اعتراض ها از جمله اين بوده است که حدود ۷۰ دانشجو بر اساس مقررات جديد علت اصلي اعتراض ها بوده است، به بهانه هاي مختلف از جمله فعاليت سياسي و نوشتن مقاله عليه دولت، از تحصيل محروم شده اند. دو ساختمان انجمن ميانه رو اسلامي نيز ماه گذشته تخريب شد و يک انجمن ديگر غير قانوني اعلام شد. از سوي ديگر سخت گيري با دانشجويان دختر به بهانه مبارزه با بدحجابي و منع آرايش آغاز شده است.
در اين شرايط، به نظر فعالين دانشگاه امير کبير، بازديد آقاي احمدي نژاد نوعي تحريک به تظاهرات بوده است. در حاليکه عده اي شعارسرداده بودند، گروهي ديگر، علي رغم راهنمايي ها قبلي، بدون اينکه چهره خود را بپوشانند، اقدام به نمايش شعار و آتش زدن عکس کردند.

دانشجويي ۲۱ ساله که شعار “رئيس جمهور فاشيست” را در دست داشت بعد از انتشار عکسش توسط رسانه هاي خارجي، از جمله گاردين، در خطر قرار گرفته و بعد از آن که با دو مامور محافظ احمدي نژاد هم درگيري پيدا کرد، مخفي شده است.

يکي ديگر از دانشجويان بسيجي گفت: “پدرش را در مي آوريم. او واقعا خطرناک است. مراقبين اکنون در خوابگاه دنبال او مي گردند.”

آرمين سلماسي، ۲۶ ساله معتقد است: “فشار به دانشگاه ها بيشتر مي شود و آن ها عکس العمل شديدتري نشان خواهند داد. ما مرتب تحت مراقبت هستيم. جنبش دانشجويي ايران زير زميني خواهد شد، درست مانند پيش از انقلاب.”

از سوي ديگر نتايج اوليه انتخابات روز جمعه حاکي از شکست حاميان تندروي آقاي احمدي نژاد در کنترل ارگان هاي محلي مهم [شوراها]است. حدود ۶۰ در صد از واجدين شرايط در انتخابات شرکت کردند که تشويق اصلاح طلبان براي شرکت در انتخابات در اين ماجرا موثر بوده است.

منبع: گاردين، ۱۸ دسامبر